ميرزا محمد حيدر دوغلات
745
تاريخ رشيدى ( فارسي )
( 351 ) . در جهانگشاى جوينى ( ج 1 ، ص 50 ) « سرخ جويان » آمده است . ( م ) ( 352 ) . [ در ترجمه انگليسى ، از كلمه چون تا الحنيفّى منسخ ، حذف كرده و توضيح داده كه : ( م ) ] حدود يك و نيم برگ از متن اصلى كه ارتباطى با تاريخ نداشت ، در اينجا حذف گرديد . اين قسمت عمدتا شامل عبارات عربى و غيره و مانند بقيه اقتباسات به عمل آمده از جهانگشاى ، بسيار مبهم و در مواردى نامعقول است . در اينجا لازم به ذكر است كه در موزه بريتانيا ، بيش از يك جلد از تاريخ جهانگشاى موجود نيست و آقاى راس به من گفت كه اين نسخه به اندازهاى محرف است كه بيشتر از اين قادر به استفاده از آن نيست . اگر نسخه ديگرى در دسترس مىبود و براى ترجمه اقتباس ميرزا حيدر از نسخه اصلى استفاده مىشد بهتر بود [ كارى كه ما هم در اينجا بدان پرداختهايم . ( م ) ] همان طورى كه در قسمت اول ، در نقل از ظفرنامه ، اين كار را انجام دادهايم ؛ اما در اين مورد آقاى راس آن را غير ممكن مىدانست . به عبارت ديگر ، اين قسمت از جهانگشاى آنقدر مهم نيست كه به خاطر آن ، تمام مطالبى را كه در اين خصوص ، تاكنون در بسيارى از آثار ديگر - اروپايى و آسيايى - نوشته شده و توسط مستشرقين در دسترس قرار گرفته ، مورد بررسى قرار دهيم . در حقيقت ، مباحث مختص قراختايى و نايمان و غيره ، با وجودى كه تمامى آن مباحث به هيچ يك از زبانهاى اروپايى ترجمه نشده ، اما پيوسته به عنوان يك مرجع ، مورد استفاده بوده است . علاء الدين عطاملك [ در ترجمه انگليسى به غلط ، عطا الملك نوشته . ( م ) ] معروف به جوينى ، مؤلف جهانگشاى ، در 624 يا 625 هجرى در خراسان متولد شد و در 681 درگذشت . در حدود 647 ( يا 1249 ) در پى مأموريتى به دربار منگوقاآن در قراقروم رفت و در طول سفر ، مطالبى را در رابطه با ممالكى كه از آنها عبور مىكرد به رشته تحرير درآورد . بنابراين ، وى در تمام مسائل مربوط به قبايل ، جغرافيا و غيره ، از مؤلفين ممتاز سدههاى دوازدهم و سيزدهم مىباشد . در مورد گزارش كاملى از زندگى و كتاب او ، ر . ك : ) tneiro'l ed senim ( stneiro sed nebargdnuf ، 1 ، ص 234 - 220 [ و مقدمه علامه قزوينى بر تصحيح جهانگشاى در جلد اول . ( م ) ] ( 353 ) . سورهء الانعام : آيه 32 ( م ) . ( 354 ) . يعنى تمام ايران و توران و جهان را فتح كرد . ( 355 ) . مؤلف در صفحه 159 مغولستان را با قراختاى منطبق مىداند ، در حالى كه در اينجا ميان آنها به تفاوت قائل است . در مقدمه در اين مورد توضيح داده شده ، در اين خصوص ، مطالب قابل ذكر درباره هر يك از دو مملكت آن است كه گفته شود ، اين اظهارات صرفا از جمله تناقضات معمول يا اظهارات بىربطى است كه در كتاب فراوان ديده مىشود . ( 356 ) . جهت اطلاع بيشتر در مورد منگلاى سويه ، ر . ك : ص 194 ، پىنوشت شماره 17 . ( 357 ) . [ در ترجمه انگليسى ، بابداغان آورده . ( م ) ] در نسخه تركى با بداغان خوانده مىشود ، در يكى از متون فارسى نيز اصلا چنين است ، اما بعضى از خوانندگان بومى ، اين نام را در هر دو مورد فوق به امير بابداگوركان تغيير دادهاند . [ در نسخه اساس نيز « بايداگوركان » آمده و تغيير عمدى آن ، در متن ، واضح است . ( م ) ] بديهى است كه اين امر ناشى از خودبينى يك مسلمان مىباشد . اما ذكر عنوان امير دوغلات ، قبل از ايام بولاجى ، جالب است و تنها موردى كه من در تاريخ رشيدى و يا در جاى ديگر به آن برخوردهام ، در مورد شخصى است كه ميرزا حيدر در بخش نخست فصل اول ، از او با نام بولاجى سخن مىگويد . وى مدعى است كه از ذكر كفار اجتناب كرده و دوغلاتها قبل از بولاجى ، مسلمان نبودهاند . دكتر بللو ، نام بابداغان را به امير بايزيد تغيير داده و نيز منبع آن را اشتباه خوانده است تا جايى كه مىگويد اين امير « در ساريغ اويغور ساكن بوده . » اما اشاره ميرزا حيدر به « منگلاى سويه » است و نه به مملكت ساريغ اويغور . ( ر . ك : گزارشى از ياركند ، ص 166 ) . ( 358 ) . جام گيتىنماى يكى از آثار غياث الدين منصور است . در موزه بريتانيا نسخهاى از آن موجود نيست ، اما نام آن